تسعیر نامجات

لغت نامه دهخدا

تسعیرنامجات. [ ت َ م ِ ] ( اِمرکب ) ج ِ تسعیرنامه. اوراقی که در آنها نرخ های اجناس تعیین و ثبت می گردید: او التزام مزبور را ضبط و از روی آنها تسعیرنامجات نوشته بمناسبت به ناظر بیوتات عرض و به حقیقت واقع آن برسد. ( تذکرةالملوک ص 10 ). و رجوع به تسعیر و تسعیر نامچه شود.

فرهنگ فارسی

جمع تسعیر نامه اوراقی که در آن نرخ های اجناس تعیین و ثبات میشود.

جمله سازی با تسعیر نامجات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین‌هایی که به این شیوه فروخته می‌شدند، تابع مالیات بالایی بودند که به صورت نقدی موسوم به تسعیر قابل پرداخت بود.

💡 رسم تسعیر یا پرداخت مالیات به دولت مرکزی توسط زمینداران به صورت نقدی لغو شد و زمینداران مجبور بودند خود محصول را به عنوان بخشی از مالیات به دولت بپردازند.

💡 تمام مردم در وحشت و اضطراب و گرانی گرفتار و غالباً به قدر خوراک غله نداشتند، ولی مالیات دیوان را باید بدهند، غله نداشتند، حکومت با ایالت خراسان در پنج تومان تسعیر کرده و از رعیت در بیست تومان دریافت می‌داشت.

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز