ترشی خوری
لغت نامه دهخدا
ترشی خوری. [ ت ُ / ت ُرُ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) کاسه کوچک تر از مرباخوری.کاسه خرد چینی و غیره، برای نهادن ترشی بر خوان.
فرهنگ فارسی
کاسه کوچک تر از مربا خوری کاسه خرد چینی و غیره برای نهادن ترشی بر خوان.
جمله سازی با ترشی خوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تو بگو مر آن ترش را ترشی ببر از این جا ور از آن شراب خوردی ز چه رو بطر نداری
💡 خام باشد ترشی در رخ و شهوت در دل چون بود کیسه پر از سیم و جهان پر شکران
💡 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم گر تو میی من قدحم ور ترشی من کبرم
💡 تا کسی تلخی و ترشی نچشد، خون نخورد، همچو آن دانه ی انگور کجا سر گردد؟
💡 اینزمان چون شد ز ترشی دختر رز منزوی هر زمان بریاد دختر میزنم بر مادرش
💡 بسیاری از ایرانیها در کنار وعدههای غذایی اصلی، به ترشی خوری علاقه زیادی دارند زیرا طعم ترشی میتواند اشتهای آنها را برای خوردن بیشتر باز کند.
💡 اگر به طور مداوم و بیش از حد به ترشی خوری عادت کنید، ممکن است دچار مشکلات گوارشی و آسیب به مخاط معده در درازمدت شوید.
💡 در مهمانیهای خانوادگی، معمولاً انواع مختلفی از ترشیها برای ترشی خوری روی میز چیده میشود تا طعم غذاها با هم ترکیب شود.