تارک تنی
مترادفها
لاغر، نحیف، استخوانی
فرهنگستان زبان و ادب
{acrosomal} [زیست شناسی] مربوط به تارک تن
جمله سازی با تارک تنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جمشید که بر خورشید برسود کلاه زر آن تارک و آن افسر با خاک شده یکسان
💡 اما در جاهای بیشتری به سروی که تارک آن از باد خم شده و نماد رمزی شعله مذهب زرتشت، ذکر گردیدهاست و برخلاف تصور رایج (بیشتر به حکم فراوانی این نقشمایه در شال کشمیر) از ایران به هند رفتهاست.
💡 رحمتی کن تا نگوید دشمنی کاندر دلش عقل را بر تارک اندیشه بیحکمت نشاند
💡 تا قدم بر تارک افلاک سودی می کند خاک پایت تا ابد بر فرق گردون افسری
💡 همی تیغ بر تارک هم زدند نه یکدم در آن کینه گه دم زدند
💡 آن پنجماهه کودک باری چه کرد ویحک ! کز پای تا به تارک مجروح شد مفاجا
💡 آن عارف بزرگ که از تمام لذتهای مادی و دنیوی چشمپوشی کرده بود، به عنوان یک مرد تارک تنی در میان مردم شناخته میشد.
💡 در داستانهای کلاسیک و کهن، شخصیت تارک تنی معمولاً با ریاضت و عبادت در گوشه خلوت، به دنبال حقیقتهای پنهان زندگی است.
💡 او با زندگی ساده و رفتاری تارک تنی، نشان داد که سعادت واقعی در مالاندوزی نیست، بلکه در آرامش روح و روان است.