بیگانه ریخت

فرهنگستان زبان و ادب

{xenomorphic, allotriomorphic} [زمین شناسی] ← بی وجه

جمله سازی با بیگانه ریخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 متصل از درد عشق و طعنه عقلم ملول می‌رسد هردم جفا از خویش و از بیگانه‌ام

💡 وی در همهٔ زندگی هنری‌اش کم‌سخن بود و از این‌رو همواره در جمع هنرمندان بیگانه به‌شمار می‌آمد از این رو وی در کهن‌سالی به شهرت رسید و مورد توجه قرار گرفت.

💡 وی همچنان، افراد دیگری را که حاضر به جدایی از همسران بیگانه خود نبودند، اخراج نمود.

💡 به شرم آشنایی برنمی آید نگاه من ز من بیگانه کن ای ناز تا ممکن بود او را

💡 مگو تا کی توان بیگانه بود از مردم عالم بدین ناآشنایان، گر نباشی آشنا، بهتر