بیرون جهیدن

لغت نامه دهخدا

بیرون جهیدن. [ ج َ دَ] ( مص مرکب ) برون جهیدن. رجوع به برون جهیدن شود.

فرهنگ فارسی

برون جهیدن

جمله سازی با بیرون جهیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا رو، گشاده مگذار پا از سرای بیرون یا بر رخت بیفکن از زلف خود نقابی

💡 ظریفی کرد و بیرون از ظریفی نشاید کرد با مستان حریفی

💡 چو پاسخ ازو سر بسر بشنوید زمین را ببوسید و بیرون شوید

💡 از این ظلمت مرو بیرون حقیقت کز اینجا باز یابی دید دیدت

💡 بسته دارم تا نظر در صورتی معنی هر لحظه بیرون می‌کشم

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز