لغت نامه دهخدا
( برون آباد ) برون آباد. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان روداب بخش فهرج شهرستان بم.سکنه آن 180 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حنا و خرما است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 8 ).
( برون آباد ) برون آباد. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان روداب بخش فهرج شهرستان بم.سکنه آن 180 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات و حنا و خرما است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 8 ).
( برون آباد ) دهی است از دهستان رود اب بخش فهرج شهرستان بم.
برون آباد. برون آباد، روستایی در دهستان مؤمن آباد بخش روداب شهرستان نرماشیر در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۷۹ نفر ( ۲۵ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک روز برون آی، که هستند بسی خلق در حسرت دیدار تو بر هر سر کویی
💡 در دير مى زدم من زدرون ندا بر آمد كه تو در برون چه كردى كه درون خانه آئى
💡 آورده اند كه سلطان محمود روزى به عزم شكار به صحرا برون رفته بود - بالشگر بسيار.
💡 داشلی برون از نظر وسعت جغرافیایی بزرگترین بخش در استان گلستان است.
💡 برباد پای شوق و برون تاختم زخویش پست و بلند مرحله هموار شد مرا
💡 ز رعشه رفته برون دست و پا ز فرمانم فتاده است تزلزل به چار ارکانم