لغت نامه دهخدا
( آب بخش ) آب بخش. [ آب ْ، ب َ ] ( نف مرکب ) میرآب. قلاد. ( مهذب الاسماء ). آب یار. اویار. آنکه شغلش آب دادن بکشت بود.
( آب بخش ) آب بخش. [ آب ْ، ب َ ] ( نف مرکب ) میرآب. قلاد. ( مهذب الاسماء ). آب یار. اویار. آنکه شغلش آب دادن بکشت بود.
( آب بخش ) میر آب قلاد
💡 بندر دولاب یکی از روستاهای ساحلی جزیره قشم در استان هرمزگان و مرکز دهستان دولاب است. علت نام این روستا را محتمل به دلیل وجود چاههای آب شیرین در این منطقه در زمان گذشته میدانند که آب آن را با دولاب (به گویش محلی: دلو یا دولو) به سطح زمین انتقال میدانند. امروزه نیز از این روش برای تأمین آب بخشهایی از جزیره قشم استفاده میکنند.
💡 علت نام این روستا را محتمل به دلیل وجود چاههای آب شیرین در این منطقه در زمان گذشته میدانند که آب آن را با دولاب به سطح زمین انتقال میدانند. امروزه نیز از این روش برای تأمین آب بخشهایی از جزیره قشم استفاده میکنند.
💡 این روستا در دهستان دشتسر سفلی قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۸۶۱ نفر (۲۳۶ خانوار) بودهاست. مردم آب بخشان از قومیت طبری هستند که ریشه آن به قوم آمارد و قوم تپوری میرسد. مردم آب بخشان به زبان طبری (مازندرانی) و گویش آملی سخن میگویند.