لغت نامه دهخدا
بایونیستی. [ ] ( ص مرکب ) فانی. فناپذیر. نیستی پذیرنده. ( آنندراج ). ( اما جای دیگر دیده نشد. ).
بایونیستی. [ ] ( ص مرکب ) فانی. فناپذیر. نیستی پذیرنده. ( آنندراج ). ( اما جای دیگر دیده نشد. ).
فانی فنا پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوز است که ساز عالم است ای مسکین تو سوخته نیستی کجا دانی سوز
💡 فخر و ناموس طریقت هست عجز و نیستی در حقیقت کبر و هستی نیست غیر از عارما
💡 عافیت در بیخودی،آسودگی در نیستی است تاحیاتی هست رخت خود به این مأمن بیار
💡 مرا جانی در این قالب وانگه جز توم مذهب که من از نیستی جانا به عشق تو برون جستم
💡 عمرها شد در لباس نیستی آسوده ام کی بدام پیرهن افتاده عنقای تنم
💡 همت سعی نیستی تا به کجا رساندم خاک مرا به چرخ برد یاد بلند قامتی