بالش اباد

لغت نامه دهخدا

( بالش آباد ) بالش آباد. [ ل ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کراب بخش حومه شهرستان سبزوار که در 37 هزار و پانصد گزی شمال باختری شهرستان سبزوار واقع است. ناحیه ایست سردسیر و دارای 662 تن سکنه، آب آنجا از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و بن شن و پنبه و شغل مردمش زراعت و کرباس بافی و راهش مالروست. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

( بالش آباد ) دهی از شهرستان سبزوار است

جمله سازی با بالش اباد

💡 نفسی که ندارد پر و بال از حکم و علم آنجا که بود علم بسوزد پر و بالش

💡 مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشريف )، در برابر خداوند فروتن است، همچون عقاب،در برابر بالش.

💡 راحت ار جویی، به ملک و مال و دنیا پشت ده خواب اگر خواهی، مساز از بالش زر متکا

💡 نمايد تا از او راضى گردد و بالش را به او برگرداند، ادريس دعا كرد و خدا بالشرا برگردانيد و از او راضى شد.

💡 مریخ‌نوردهای روح و فرصت هر دو در ژانویه ۲۰۰۴ با استفاده از چتر نجات و بالش‌های هوا فرود نرمی بر سطح مریخ انجام دادند.

💡 مرد آن مردست که چون پهلو نهد اندر لحد هم به ساعت از بهشتش بالش و بستر برند

ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز