باغوش خوردن

لغت نامه دهخدا

باغوش خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) صاحب انجمن آرا و به تبع او صاحب آنندراج آرد: در آب غوطه خوردن و هر قدر در زیر آب بماند گویند باغوش خورد و شعر ذیل را از فردوسی شاهد آرد:
در این آب باغوش خوردن رواست
که یک تیر بالا بود آب راست.؟اما صحیح کلمه ناغوش و در شاهنامه ( بحکایت فهرست ولف ) نیز ناغوش آمده و ناغوش خوردن درست است. رجوع به ناغوش و رجوع به لغت فرس اسدی و شعر شاهد آن از لبیبی شود.

جمله سازی با باغوش خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اگر کشی تو گردن، ز می و شراب خوردن دهمت به قهر خوردن، تو ز من کجا گریزی؟!

💡 «دست و پای او بگشایید و خوردنی آنچه فرمایم پیش او برید و او را گویید بخور تا زود فربه شوی.»

💡 208- يعنى: هنگامى كه شب اقامه نماز را مى بندم، در فكر آن هستم كه صبحفرزندان من چيزى براى خوردن ندارند.

💡 حضرت على عليه السلام: خوردن به، قوت مرد را زياد و ضعف او را بر طرف مى كند.

💡 ((جالينوس )) پزشك بزرگ، نقل مى كند كه در دوران پيرى دچار بى خوابى شدهبود و شبها با خوردن كاهو در خواب عميقى فرو مى رفت.

💡 نه هنگام غم خوردن و شیونست که گاه دلیری و کین جستن است