لغت نامه دهخدا
بادپرور. [ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده باد. موزون کننده باد ( نفس )، و آن صفت نی باشد:
مار زبان بریده نگر نای روز عید
سوراخ مار در شکم بادپرورش.خاقانی.
بادپرور. [ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده باد. موزون کننده باد ( نفس )، و آن صفت نی باشد:
مار زبان بریده نگر نای روز عید
سوراخ مار در شکم بادپرورش.خاقانی.
پرورنده باد موزون کننده باد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵- نگاهی به کنیزو نوشتهٔ منیرو روانی پور/حسین آتش پرور – شهروند-۱۴ ژوئیه ۲۰۱۶
💡 بدان را غم همی مالد به لفظ رود شادی کن بدی را جان همی کاهد به جان جام جان پرور
💡 در کار معنی پروری کافتاده ناحق بر سرم بخت بدم می افکند، هر دم به فکر باطلی
💡 از تو چشم فضل روشن گشت و جان علم شاد کیست کاندر عهد تو نه علم پرور میشود
💡 مال اگر این است چاه از جاه بهتر در جهان جاه جانکاه است لیکن آب چه جان پرور است