لغت نامه دهخدا
ارفاض. [ اِ ] ( ع مص ) بچرا گذاشتن شتران را در چراگاه. ( منتهی الأرب ). فروگذاشتن اشتر بی شبان. ( تاج المصادر بیهقی ). || فراخ شدن وادی. ( منتهی الأرب ).
ارفاض. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رفض.
ارفاض. [ اِ ] ( ع مص ) بچرا گذاشتن شتران را در چراگاه. ( منتهی الأرب ). فروگذاشتن اشتر بی شبان. ( تاج المصادر بیهقی ). || فراخ شدن وادی. ( منتهی الأرب ).
ارفاض. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ رفض.