لغت نامه دهخدا
بادپالا. ( اِ مرکب ) چیزی که شراب بدان صاف کنند و باده پالا نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).
بادپالا. ( اِ مرکب ) چیزی که شراب بدان صاف کنند و باده پالا نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).
چیزی که شراب بدان صاف کنند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان رحمتی بر چشم خون پالای تنها ماندگان
💡 بارش غم بام دل را زودتر ویران نمودی گر نبودی چشم خون پالا به جای ناودانم
💡 غمام روز نوروزی بجز غمها نباریدی اگر فیض غمام از چشم خون پالای ما بودی
💡 پیر دیرم زان به من دلرا ز غمها کرد چاک کز ردای زهد پاکان شد قدح پالای او
💡 گرچه نگرفت از جهان زر، خاک بیزان درش تودهٔ زر در ره خورشید زر پالا زنند