اوی سبرون
لغت نامه دهخدا
( آوی سبرون ) آوی سبرون. [ س ِ رُن ْ ] ( اِخ ) محرّف ابن جبرول، نزد اروپائیان.
جمله سازی با اوی سبرون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به بو عمر و یارانش آورد روی تنی را بکشت از سواران اوی
💡 چنان بود پیمانش با ماهروی که جفت آن گزیند که بپسندد اوی
💡 به بیژن چه سود آید از جان اوی دگرگونه سازیم درمان اوی
💡 تو، ای زاهد که اندر کوی اویی چگونه می توانی پارسا بود
💡 هم اندر زمان شد به نزدیک اوی که روشن کند جان تاریک اوی
💡 به درگاه خسرو نهادند روی همه مرزداران به فرمان اوی