لغت نامه دهخدا
سترابون. [ س ِ بُن ْ ] ( اِخ ) رجوع به استرابن شود.
سترابون. [ س ِ بُن ْ ] ( اِخ ) رجوع به استرابن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اردشیر که در کتیبههای هخامنشی «اَرْتَهخْشَثْرَ» تلفظ میشده، از نامهای کهن و ستودهٔ ایرانی میبودهاست. نویسندگان یونانی مانند کتزیاس، دیودور، آریان، سترابون او را «اَرْتَهکْسِرْکْسِسْ» (Artaxérxēs Αρταξέρξης) میخواندند؛ اردشیر (به پارسی میانه: ارتخشیر.svg) «اَرْتَخْشْتَر» یا «اَرْتَخْشیر» میبوده؛ به ارمنی «اَرْتَشیس» (Artašēs Արտաշէս) میگفتندش و در فارسی نیز «اردشیر» خوانده میشود. اردشیر در لغت معنای «کسیاست که پادشاهیاش برپایهٔ راستی و عدالت است» میدهد. جزء نخست ارتخشیر برگرفته از مفهوم دینی عدالت موسوم به «ارته» یا «اشه» است و جزء دومش با مفهوم «شهر» در ارتباط است. بنابر گزارش گئورگیوس سینکلوس سلسله اشکانیان ادعا کردند که از تبار اَرشک (اردشیر دوم) هستند. اشمیت این را پذیرفتهاست، به این دلیل که در اسناد شهر نسا، نام اَرتخشهرکان به تاکسان سلطنتی داده شده بود.