اوز گند

لغت نامه دهخدا

اوزگند. [ اَ گ َ ] ( اِخ ) اوزجند. نام شهری است بماوراءالنهر از نواحی فرغانه و بر کرانه آن دو رود بگذرد یکی را تباغر خوانند و از تبت رود و دیگر را برسخان که از خلخ رود. ( حدود العالم ):
سپه کشید چه از تازی و چه از بلغار
چه از برانه چه از اوزگندو چه فاراب.عنصری.خضر است و خان ( جان ) و خانه بعزلت کند بدل
هم خضرخان و مشغله اوزگند او.خاقانی.و رجوع به اوزجند شود.

فرهنگ فارسی

شهریست در ماورائ النهر از نواحی فراغانه.

جمله سازی با اوز گند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترن کتی ناحیه‌ای در شهر ارل در جنوب فرانسه است، که در ایالت ارل اوز قرار گرفته‌است.

💡 بحر کامل از اوزان مخصوص شعر عرب بوده و از قرن هفتم قمری در شعر فارسی مورد توجه شاعران قرار گرفته‌است.

💡 عروض يعنى ميزان شعر، جزء اخير از مصراعاول بيت، و نيز به معنى ناحيه و كرانه، گوشه راه در كوه (مضمون كلام ) و نام علمىكه بوسيله آن به اوزان شعر و تغييران آن پى مى برند.

💡 بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش مرکزی شهرستان اوز در سال ۱۳۹۵ برابر با ۲۵٬۸۷۰ نفر بوده‌است.

💡 فرانک بوئم، نویسنده داستان جادوگر شهر اوز. او یکی از معدود نویسندگانی است که پیش از تالکین دنیایی خیالی خلق کرد و برای غنی‌سازی آن تاریخ و جغرافیایی شرح داد.

💡 چشم ما را اشک ما درهجر روشن داشته هر چراغی نوروضوء اوز روغن باشدش

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز