محقق اردبیلی و پیروان وی در مبحث حجیت جهل، بر این باورند که جهل به حکم شرعی، چه در احکام تکلیفی و چه در احکام وضعی، موجب عذر است و شخص جاهل مستحق بازخواست و عقاب نخواهد بود. دلیل اصلی این موضع، اصل حکیمانه بودن شارع متعال است؛ از منظر ایشان، تکلیف نمودن فرد به امری که از آن آگاه نیست، ناروا و محال فرض میشود. از سوی دیگر، علم و شناخت مکلف به اصول و فروع دین، تنها دارای جنبه طریقی (ابزاری برای رسیدن به هدف) است و نه جزء موضوعی احکام شرعی محسوب میشود و نه شرط صحت آنها. بر این اساس، اگر باور قلبی یا عمل مکلف، حتی به صورت تصادفی و بدون تحصیل علم، مطابق با واقع درآید، غرض شارع (تحقق حکم) حاصل شده و در نتیجه، ساقط شدن تکلیف از او، عقاب و تنبیه را نیز بیمورد میسازد. در مقابل، اگر باور یا عمل او مخالف با واقع باشد، باز هم معاف از عقاب است؛ زیرا کیفر ناآگاه، بدون بیان و ابلاغ تکلیف اصلی، عملی است که فرد توان انجام یا ادراک آن را نداشته و لذا ناروا خواهد بود.
نتیجه این مبنا آن است که در فرض جهل محض، نه بر ترک «واقع» در صورتی که مکلف عمل منطبق با آن را انجام داده باشد، عقابی متصور است، و نه بر ترک «تحصیل علم» بازخواست صورت میگیرد، چرا که تحصیل شناخت، امری طریقی و مقدمی تلقی شده است. اما این قاعده در مورد جاهل مقصّر یا کسی که نسبت به واقع جاهل است اما آگاهی دارد که باید بداند، تفاوت مییابد. این دسته از مکلفان، از طریق عقل یا نقل، به لزوم کسب علم در مورد آنچه نمیدانند (اجتهاد، تقلید یا احتیاط) پی بردهاند، اما بدون تحقیق و تحصیل شناخت، عملی را انجام داده یا به مطلبی باور قلبی یافتهاند. اگر اعتقاد و عمل این فرد، با واقع تطابق داشته باشد، همچنان عقابی بر او نیست؛ نه بر عدم تطابق با واقع (زیرا غرض حاصل شده)، و نه بر ترک آموزش (زیرا مقدمه طریقی بوده است).
با این حال، در صورتی که اعتقاد یا عمل جاهل مقصّر ناسازگار با واقع درآید، اگرچه بر خودِ «ناسازگاری و ترک واقع» به دلیل جهل مستند به کوتاهی در تحصیل علم، بازخواست مستقیم نمیشود، اما مستحق بازخواست بر ترک مقدمات واجب خواهد بود. به عبارت دیگر، او مورد مؤاخذه قرار میگیرد که چرا وظیفه عقلی و شرعی خود مبنی بر «اجتهاد، تقلید یا احتیاط» را ترک نموده است؛ زیرا این سلب مسئولیت از کیفرِ فعل خلاف واقع، مشروط به این است که مکلف در مقام رفع جهل خود برآمده باشد. بدینترتیب، اگرچه جهل عذری برای نرسیدن به واقع است، اما جهلِ ناشی از ترکِ وظیفه مقدماتیِ تحصیل علم، قابل مسامحه نیست.