القصص القرانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] القصص القرآنی. القصص القرآنی تألیف محمدباقر حکیم، از جمله آثار قرآنی است که موضوع داستان در قرآن، دلایل طرح مباحث قرآنی از طریق قصه را مورد بررسی قرار داده است. اهمیت اثر بدین جهت است که در تحلیل قصه های قرآنی آثار اندکی به رشته تحریر درآمده است.
این اثر مشتمل بر دو مقدمه از ناشر و نویسنده و متن اثر در دو بخش است که هر بخش در ضمن چند فصل تبیین شده است. ذیل هر کدام از فصول عناوینی آمده است.
نویسنده مطالب را به شیوه ای علمی، دسته بندی و با استنادات فراوان به آیات قرآن کریم مطرح کرده است. در موارد مقتضی نیز به آثار اندک تألیف شده در موضوع کتاب مانند آثار سید قطب و رشید رضا و یا منابع تفسیری مانند المیزان ارجاع داده است
نویسنده در مقدمه کتاب، موضوع قصه در قرآن را از مهم ترین موضوعات قرآنی دانسته است که نیازمند اهتمام خاص و عنایت ویژه ای است؛ چراکه یک سوم قرآن کریم و عمده اهداف قرآن کریم با قصه تبیین شده است. وی سپس به سابقه تدریس داستان های قرآنی اشاره کرده که ابتدا به شیوه ای جدید در دانشگاه اصول دین توسط خود وی تدریس شده است. پس ازآن برای این که قابلیت نشر به صورت کتاب را داشته باشد تصمیم به توسعه بحث می گیرد. تدریس در دانشگاه امام صادق(ع) زمینه ای را فراهم می کند که موضوعات دیگری را به همراه شرح و تحلیل مطلب به بحث اضافه کند. سپس مرکز جهانی علوم اسلامی به او پیشنهاد افزودن قصه های انبیای اولوالعزم(ع) به جز حضرت محمد(ص) را می دهد؛ بنابراین داستان نوح و ابراهیم و عیسی(ع) نیز به مباحث افزوده می شود اما ازآنجاکه مباحث پیشین مشتمل بر داستان تحلیلی موسی(ع) بوده است در این بخش از آن صرف نظر می شود
بخش اول کتاب مشتمل بر پنج فصل است. در فصل اول ویژگی های قصه های قرآنی از دو جهت تبیین شده است: جهت اول قصه های قرآنی و هدف عمومی از نزول قرآن و جهت دوم ویژگی های اساسی قصه در قرآن.
درباره جهت اول باید گفت که قرآن، قصه را به عنوان موضوعی مستقل بیان نکرده است؛ بلکه از آن به عنوان روشی برای تحقق اهداف و اغراض دینی به کار گرفته است در خصوص جهت دوم نیز با استفاده از آیه 111 سوره یوسف می توان چنین نتیجه گرفت که قصه های قرآن از چهار ویژگی واقعی، راست، حکمت و اخلاقی بودن برخوردار هستند. درباره ویژگی دوم چنین می خوانیم که در ذکر اتفاقات و وقایع تاریخی که زندگی انبیا و اقوام آن ها را ذکر کرده اند برخلاف دروغ های باطل و انحرافات در فهم و خرافاتی که در کتب عهدین با داستان های انبیا همراه شده و حقایق به عمد یا سهو یا از روی اشتباه و نادانی تحریف شده است، در قصه های قرآن اخبار و حوادث امور و حقائقی ثابتی هستند که دروغ و خطا و اشتباه در آن ها راه ندارد چراکه قرآن وحی الهی است و هیچ ذره ای در آسمان و زمین از علم خداوند پنهان نیست. نگاه های دزدانه و آنچه در دل ها پنهان است را می داند و حاضر و ماضی و آینده نزد او یکسان است

جمله سازی با القصص القرانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امـا بـارهـا گـفـتـه ايم كه مانعى ندارد اين گونه آيات براى بيان هر دو معنى باشد، همقرآن بطور عموم احسن القصص است و هم داستان يوسف بطور خصوص.

💡 4- نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليك هذا القرآن (سوره يوسف، آيه، 3).

💡 در کتاب مجمل التواریخ و القصص که در حدود تا ۵۲۰ قمری نوشته شده، دربارهٔ بروجرد چنین ذکر شده است:بروجرد یکی شهر های تاریخی است

💡 جمله (فلما جاءه و قص عليه القصص قال لا تخف...)، اشاره دارد به اينكه شعيب دربرخورد با موسى (عليه السلام ) نخست احوال او را پرسيده، و سپس موسى (عليهالسلام ) داستان خود را بدو گفت، و شعيب به او تسكين نفس داد به اين كه از شر آناننجات يافته، چون فرعونيان بر مدين تسلطى نداشتند.

💡 در کتاب حدودالعالم من المشرق و المغرب نیز آمده‌است غزنین و آن ناحیه‌هایی که بدو پیوسته‌است همه را زابلستان خوانند. درکتاب مجمل التواریخ و القصص همچنین اشاراتی آمده مبنی بر این که زابلستان شامل غرجستان؛ غور و بامیان بوده‌است. دهخدا در این مورد آورده‌است که: نام ولایت آباء و اجداد رستم است و آن را زاولستان نیز گویند.

💡 و در جاى ديگر فرمودند: فاقصص القصص لعلهم يتفكرون (145).