لغت نامه دهخدا
اصل فلفل. [ اَ ل ِ ف ِ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل الفلفل و فلفل شود.
اصل فلفل. [ اَ ل ِ ف ِ ف ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به اصل الفلفل و فلفل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخت کز دانه فلفل نهاده خال بر عارض کدامین روز کان یک دانه صد خرمن نمیسوزد
💡 - یکی دیگر از ماسکهای مفید برای پوست ترکیب فلفل سیاه و آلوئه ورا میباشد. آلوئه ورا برای ایجاد پوست تازه بسیار مفید میباشد.
💡 در بازرسی از خانه شواهدی «مطابق با علائم» روی بدن پسر ۱۲ ساله پیدا شد و بخش خدمات کودکان و خانواده یوتا پسر و دختر و دو فرزند دیگر فرانکه را به مراقبت خود منتقل کرد. پلیس بعداً گزارش داد که به گفته پسر، از فلفل قرمز و عسل برای پانسمان زخمهایش استفاده میشد.
💡 ازصیفی جات هم میتوان به تولید انبوه پیاز، گوجه فرنگی، بادمجان، سیر، کدو، فلفل و خیار اشاره کرد.
💡 نمک و فلفل بزنید و این مواد را داخل نانهای ساندویچ قرار دهید و همراه با کاهو و خیارشور میل کنید، یا اینکه میتوانید مواد را داخل دیس ریخته و کمی پنیر رنده شده روی آن بریزید و سرو کنید.