اصل الفلفل
لغت نامه دهخدا
اصل الفلفل. [ اَ لُل ْ ف ِ ف ِ ] ( ع اِ مرکب ) فلفلمویه است. ( اختیارات بدیعی ) ( تحفه ). بیخ مویه است و آن بیخ فلفل دراز است که بهندی پیپل نامند و آنرا پیپلامول گویند. ( فهرست مخزن الادویه ). بیخ فلفل دراز و فلفلمویه، بهندی پیپلامول. دار فلفل. ( از الفاظ الادویه ). رجوع به فلفلمویه شود.
فرهنگ فارسی
فلفلمویه است. پنج مویه است و آن پنج فلفل دراز است که بهندی پیپل نامند و آنرا پیلامول گویند. بیخ فلفل دراز و فلفمویه بهندی پیپلامول دار فلفل.
جمله سازی با اصل الفلفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو عالم بنقش ما بنمود اصل جمله حقیقت ما شد
💡 ز آب و گل شجری بردمید باغ نبی را که اصل جمله سادات فرع آن شجر آمد