لغت نامه دهخدا
اشهب سوسنی. [ اَ هََ ب ِ سو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از رنگهای اسب است، و آن هنگامی است که رنگ اسب زرد آمیخته به سپیدی باشد. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 19 ).
اشهب سوسنی. [ اَ هََ ب ِ سو س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) از رنگهای اسب است، و آن هنگامی است که رنگ اسب زرد آمیخته به سپیدی باشد. ( از صبح الاعشی ج 2 ص 19 ).
از رنگهای اسب است و آن هنگامی است که رنگ اسب زرد. آمیخته به سپیدی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لاله بخون غسلی کند نرگس به حیرت برتند غنچه بیندازد کله سوسن فتد از سوسنی
💡 در چمن چون شاخ گل نازکتنی افتاده است سایه نیلوفری بر سوسنی افتاده است
💡 ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا
💡 میلم به باغ بود، دلم گفت: دیده گیر سروی نشسته بر لب جویی و سوسنی
💡 سوسنی دیدی که گردش شاخههای سنبل است نرگسی دیدی که گردش نوکهای سوزن است
💡 ای که به روی چون سمن رشک بهار و سوسنی زان قد همچو نارون سرو روان گلشنی