لغت نامه دهخدا
اسم متواطی. [ اِ م ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اسماء متواطیه شود.
اسم متواطی. [ اِ م ِ م ُ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به اسماء متواطیه شود.
[ویکی فقه] اسم متواطی، در منطق به لفظی اطلاق می شود که بر معنی واحد دلالت کند و صدقش بر همه افراد یکسان باشد.
اسم متواطی در برابر مشکک، اسمی است که بر معنی واحد دلالت کند، و صدقش بر همه افراد یکسان باشد، مانند لفظ انسان و اسب و گاو، که مثلا انسان را معنی واحدی است که همان حیوان ناطق است و این معنی را مراتب و درجات مختلف نیست و در افراد مختلف از حیث شدت و ضعف و اولویّت و غیره متفاوت نمی شود.«و اگر آن معنی خاص نبود به یک شخص بلکه وجودش در اشخاص بسیار ممکن بود، هم از دو نوع خالی نباشد: یا در همه یکسان بود بی اولویّت و ترجیحی، مانند اطلاق لفظ مردم بر معنیی که در اشخاص بسیار موجود است و آن را اسماء متواطئه خوانند».
خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۱۲.
۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۱۲.
خوانساری، محمد، فرهنگ اصطلاحات منطقی به انضمام واژه نامه فرانسه و انگلیسی، ص۱۶.
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذات ازلی جلوه گر از حضرت اسما هر اسم یکی آینه زان چهرهٔ وَضّاح
💡 چو ناپیداست پیدا اسم و صورت در این صورت در آی و بین ضرورت
💡 اگر یکی از اسمها، اسم جنس (ماده) باشد، اسمِ دیگر پسوند نمیگیرد:
💡 به نام پشته زمین نیز شناخته میشدهاست. طبق اطلاعات موجود احتمال دارد زمانی که پرتغالیها به قسمتهای چابهار و این مناطق حمله کردهاند اسم این منطقه را کتیج نامگزاری کردهاند.
💡 چون حزقيل اسم اعظم الهى را خواند، نظر كرد به استخوانها كه پرواز مى كردند بسوىيكديگر تا بدنهاى ايشان درست شد. همه به يكديگر نظر مى كردند و تسبيح و تكبير وتهليل مى گفتند، پس حزقيل گفت: شهادت مى دهم كه حق تعالى بر همه چيز قادر است(5).
💡 گر بود از نسل معن و حاتم وقاآن نزد کسی اسم و رسم و نام ندارد