اسباب مغالطه لفظی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اسباب مغالطه لفظی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای عوامل لفظی زمینه ساز مغالطه است.
اقسام اسباب مغالطه لفظی عبارت اند از: اسباب مغالطه لفظ مرکب و اسباب مغالطه لفظ مفرد. مترادف های اسباب مغالطه لفظی عبارت اند از: اجزای صناعی لفظی مغالطه، تشابه لفظی قضایا، اسباب غلط لفظی و اشتباه لفظی.علامه حلی می گوید: علل خطای لفظی شش قسم است، زیرا خطا یا به دلیل اشتراک در جوهر لفظ مفرد است و یا به دلیل اشتراک در هیئت آن، و در صورت دوم یا در هیئت ذاتی آن است یا در هیئت عارضی و خارجی آن و یا خطا به دلیل اشتراک در ترکیب احتمالی دو معنا و یا وجود ترکیب و یا عدم ترکیب روی می دهد، به این نحو که مرکب، غیر مرکب و غیر مرکب، مرکب پنداشته می شود.
علل مغالطه لفظی
علل مغالطه لفظی ۶ قسم است.الف) از این اقسام شش گانه سه قسم، مربوط به لفظ مفرد است که عبارت است از:۱. اشتراک؛۲. تشابهات اعلالی؛۳. احوال عارضه بر لفظ، از قبیل: سکون و حرکت، اقسام حرکت و نقطه.ب) و سه قسم دیگر مربوط به لفظ مرکب است که عبارت است از:۴. اشتراک در ترکیب؛۵. تفصیل مرکب؛۶. ترکیب مفصل.مثال: لفظ عدل، گاهی مصدر و گاهی صفت است و همین اشتراک لفظی باعث مغالطه می شود و الفاظ «کُلْفَتْ» و «کُلُفْت» و الفاظ «خُرْما» و «خَرِما» که در ظاهر مشترک اند و سبب مغالطه می شوند و هم چنین علل و اسباب دیگر که زمینه یک مغالطه لفظی را فراهم می کنند.
جمله سازی با اسباب مغالطه لفظی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میتوان برای گفتههای مربوطه مثالهای نقیض مطرح کرد که ضد این مغالطه کارایی دارد؛ اگر فقیر بودن دارا بودن ویژگیها شمرده شود باید با استدلال و بیان دلایل به این نتیجه رسید.
💡 و اين حجت و دليل، علاوه بر اينكه از مقدماتى فاسدتشكيل شده و در نتيجه بنا و مبناى آن فاسد است، مغالطه روشنى نيز در آن شده است كهاينك اشكالات آن از نظر خواننده مى گذرد:
💡 اشتباهات نویسنده کتاب در نظر یک منطقدان که به اصول مغالطه آشنا هست بسیار ساده یافت میشود
💡 حملهٔ شخصی یا شخصستیزی (به لاتین: ad hominem) مغالطهای است که در آن از خصوصیات یک فرد، نتیجه گرفته میشود که استدلالی که او مطرح کردهاست نادرست است.
💡 یک راه متداول برای خروج از این مغالطه پاسخ دادن به این پرسش مغالطه آمیز نیست بلکه به چالش کشیدن فرض پشت پرسش است. این امر این است که «من هرگز همسرم را کتک نزدهام». ابهام پاسخ مورد انتظار، بنابراین تاکتیک فرد مغالطه گر را را باطل میکند. با این حال، پرسش کننده احتمالاً با متهم کردن کسی که پاسخ میدهد به طفره رفتن از پرسش پاسخ میدهد.
💡 اما اگر بخواهيد مساءله را از نظر عقلى مورد بررسى قرار دهيد، اين كتاب؛ يعنىپژوهشى درباره امام مهدى، عليه السلام، نوشته شهيد صدر، رحمة الله عليه، مناسبترين كتاب است. اين كتاب از هر نظر مفيد و كامل است و برهانى قاطع و دليلى محكمبراى كسانى است كه مى انديشند و تعقل مى كنند و به گفته ها و بافته هاى كسانى كهبه دنبال اهداف خاصى هستند يا مغالطه مى كنندمثل ظهير و بندارى و ديگران توجهى ندارند.