لغت نامه دهخدا
ارنی طرنک. [ اُ طُ رَ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به اُردک پوز شود.
ارنی طرنک. [ اُ طُ رَ ] ( فرانسوی، اِ ) رجوع به اُردک پوز شود.
💡 در طول اجرای سریال، هیکمن صداپیشگی علاءالدین را در ۱۰۰۱ شبهای عربی (۱۹۵۹) انجام داد. در ۲۳ ژوئن ۱۹۶۰، هیکمن در نمایش فورد با بازی تنسی ارنی فورد ظاهر شد.
💡 جمعیت ۷۴۹۱۸ نفری تماشاگر گلزنیهای پیتر دوهرتی و ارنی توسلند بودند که باعث شد سیتی ۲–۰ ارسنال را شکست دهد.
💡 عقل گوید رب ارنی عشق میگوید که هی! کَیفَ اَعبُد؟ گاه من معبودم و گه ذوالجلال
💡 نیست آن کوس انا الحق زده منصور توئی به نیاز ارنی نعره زن طور توئی
💡 روی ساقی در مقابل موسی ارنی از چه گفت معنی این نکته را مست لقا داند که چیست
💡 کار من مشکل شد ارنی دوست در دل بردنم نرگس بیکار را بر کار ازین به داشتی