فرهنگ معین
( آتش یافتن ) (تَ. تَ )(مص ل. ) ۱ - گرم شدن. ۲ - به شوق آمدن، شور و حال یافتن.
( آتش یافتن ) (تَ. تَ )(مص ل. ) ۱ - گرم شدن. ۲ - به شوق آمدن، شور و حال یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب رخت سودا باز کن ورنه به وقت صبحدم از گرمی بازار من دکان نخواهی یافتن
💡 گلدا مئیر و کمیتهٔ دفاع اسرائیل به موساد مأموریت محرمانه داد کسانی را که تصور میشد در این کشتار دستداشتهاند پیدا کند و ترور کند. موساد بهاین منظور با کمک شعبههایش در اروپا چند گروه ویژه برای یافتن و کشتن فدائیان ایجاد کرد.
💡 کی توان مر ذوالجلال و ذوالبقا را یافتن در خط خوب تکین و در خم زلف ینال
💡 شرم حسن از باده گلگون شود هشیارتر دولت بیدار را خوابیده نتوان یافتن
💡 در مصر باستان نیز روش هرون برای یافتن مساحت مثلث جزو الگوریتمهای قدیمی به شمار میآید.
💡 بررسی یک عکس برای یافتن گسسته از بین تمامی پیکسلها. (به عنوان مثال یک حفره سیاه رنگ در درون یک جسم خاکستری) این لکهها به عنوان نشان اختصاصی عکس خواهند بود.