آتش یافتن
مترادفها
مشتعل شدن، آتش گرفتن
متضادها
خاموش شدن
فرهنگ معین
( آتش یافتن ) (تَ. تَ )(مص ل. ) ۱ - گرم شدن. ۲ - به شوق آمدن، شور و حال یافتن.
ویکی واژه
گرم شدن.
به شوق آمدن، شور و حال یافتن.
جمله سازی با آتش یافتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الهی شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتنی با نور شناختن تو آمیختی، از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران وحدانیت بر گرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی تا دیدهٔ عارف به دیدار خود آموختی.
💡 در اثر برخورد صاعقه به درخت قدیمی در میان جنگل، شعلههای بزرگ آتش یافتن باعث شد که نیروهای آتشنشانی به سرعت وارد عمل شوند.
💡 با انجام واکنشهای شیمیایی نادر در آزمایشگاه، ماده مورد نظر ناگهان شروع به آتش یافتن کرد که باعث ایجاد هشدار در کل مرکز شد.
💡 بسیاری از گزارشها نشان میدهند که به دلیل خشکسالی شدید، پوشش گیاهی در مناطق کوهستانی به راحتی شروع به آتش یافتن میکنند.