ابو رشاد

لغت نامه دهخدا

ابورشاد. [ اَ رَ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن قاسم بن احمدبن خدیو اخسیکتی، ملقب به ذوالفضائل نحوی لغوی. امام اهل خراسان در ادب و شعر. مولد او به سال 420 هَ. ق. و وفات در سال 526 به شهر مرو بوده است. رجوع به احمدبن محمد اخسیکتی... شود.

فرهنگ فارسی

امام اهل خراسان در ادب و شعر

جمله سازی با ابو رشاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزار شکر که سلطان عشق جان را داد هزار مجد و معالی، هزار حسن و رشاد

💡 به تازگی یک پروتئوم از هستک گونهٔ رشادی گوش‌موشی یا Arabidopsis thaliana شناسایی شده‌است.

💡 کسی که سر کشد از طاعتت مسلمان نیست که بغض و حب تو عین ضلالتست و رشاد

💡 مگر نبود در آنروزگار یک مسلم که گوید از چه کنید این ستم بر اهل رشاد

💡 و سداد و رشاد را از خدايتعالى مسئلت مى نمائيم كه بهترين ياور و راهنمااست.

💡 شاهی گیاهی است علفی و یک ساله که در طب قدیم ایران به نام هی جرجیزبستانی و رشاد نیز معروف است.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز