ابو جراح

لغت نامه دهخدا

ابوجراح.[ اَ ؟ ] ( ع اِ مرکب ) غُراب. ( المزهر ). کلاغ. زاغ.

فرهنگ فارسی

کلاغ

جمله سازی با ابو جراح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۳۴۴ بخش جراحی تعطیل شد و به‌جای ان بخش پزشکی و درمانگاه پزشکی دائر گردید.

💡 او یک پزشک است که کارشناسی پزشکی و جراحی خود را در سال ۲۰۱۶ از دانشگاه پزشکی تفلیس در گرجستان اخذ کرد.

💡 برنارد ژان بتلهایم (ژاپنی: 伯徳令؛ ۱ ژانویهٔ ۱۸۱۱ – ۹ فوریهٔ ۱۸۷۰) مبلغ مذهبی، و جراح اهل پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند بود.

💡 بستگی به نوع، مرحله و درجه بدخیمی دارد ولی ترکیبی از جراحی (برداشتن بیضه یا بیضه‌ها با یا بدون برداشتن غدد لنفاوی) شیمی درمانی و رادیوتراپی است.

💡 گفتم اورا کای طبیب جان تویی جراح دل مرهم وصلی بنه بر خسته هجران خویش

💡 چو جراح، نان را ز درمان خوری لب زخم دوزی که خود نان خوری

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز