لغت نامه دهخدا
ابناء درزه. [ اَ ءِ دَ زَ / زِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرومایگان. ( مهذب الاسماء ).
ابناء درزه. [ اَ ءِ دَ زَ / زِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فرومایگان. ( مهذب الاسماء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابناء دولت عباسی گروهی از نخبگان سیاسی و نظامی بودند که پایه قدرت دولت عباسی در سده دوم هجری از بدو تأسیس تا زمان خلافت امین محسوب می شدند.
💡 همچو ابناء هنر از بهر حاجت سال و ماه چرخ را دربان تو چون حله بر در یافته
💡 عیّان به چشم خود ابناء عهد را دیدم هم از کتب شود احوال باستان روشن
💡 قال على عليه السلام: و انّ لكم فى القرون السالفه لعبرة اين العمالقه و ابناءالعمالقه اين الفراعنة و ابناء الفراعنة. نهج البلاغه / خطبه 182 عمالقهافرادى قوى هيكل از نواده هاى حضرت نوح بودند.
💡 خدیوا خاک درگاهت صغیرم من که شد عمری تو و آباءو ابناء ترا از جان ثنا خوانم
💡 (و عنه صلى الله عليه و آله: ان لله ملكاينزل فى كل ليلة فينادى يا ابناء العشرين جدوا واجتهدوا.(73) )