ابن شبه ابوزید عمر بن شبه نمیری
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اِبْن ِ شَبّه، ابوزید، عمر بن شبه بن عبیده بن زید نُمیری (۱۷۳- ۲۶۳ق /۷۸۹ -۸۷۷م )، ادیب، شاعر، راوی ِ اخبار و احادیث بود.
«شبّه » لقب پدر او بود که گویند از ترانه رجز گونه ای که مادرش در کودکی برای وی می خوانده، اخذ شده است.
مرزبانی، نورالقبس المختصر من المقتبس، ج۱، ص۲۳۱، به کوشش رودُلف زلهایم، ویسبادن، ۱۳۸۴ق /۱۹۶۴م.
وی ادب و اخبار عرب را ابتدا از پدر و سپس از استادان بزرگی چون ابوعُبیده مَعْمَر بن مثنّی
ابن حجر عسقلانی، احمد، ج۷، ص۴۶۰، تهذیب التهذیب، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۶ق.
ابن شبّه را می توان یکی از پیشاهنگان نهضت جمع و تدوین اخبار و نوادر عرب که تقریباً از اواسط قرن دوم هجری با تلاش کسانی چون ابوعبیده و اصمعی شروع شده و در زمان او شکل جدی تر و جدیدتری به خود گرفته بود، به شمار آورد.او و کسانی چون زبیر بن بَکّار به جمع آوری شعر و اخبار کهن عرب که بیم فراموشی و نابودی آن ها می رفت، همت گماشتند و بدین سان گنجینة بزرگی از آثار گذشتگان را فراهم آوردند.
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، ضمن ابیات ۶، ۷، ج۱۱، ص۲۰۶-۲۱۰، ۸،...،قاهره، ۱۳۴۹ق.
...
جمله سازی با ابن شبه ابوزید عمر بن شبه نمیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابر دیدگاه نصر حامد ابوزید کلمه «وحی» در زبان قرآن یک واژه اساسی و یک مفهوم اصلی برای حکایتگری از «نص» و «متن» است. البته در زبان قرآن اسامی دیگری مثل «قرآن، ذکر، کتاب» وجود دارد که اسمی برای متن و نص قرآنی است. اما اسم «وحی» نسبت به سایر اسامی مثل کتاب و ذکر از نظر معنا وسیعتر و گستردهتر است؛ و احتمالاً واژه «وحی» همه معانی آنها را دربردارد.
💡 اصطخری معروف به الکرخی، جغرافیدان مسلمان (وفات: ۳۴۶ قمری) در کتاب مسالکالممالک خود که بر اساس کتاب صورالاقالیم اثر ابوزید بلخی است، در ذکر بنادر سواحل خلیج فارس پس از مهروبان و سینیز و جنابه، از نجیرم در کنارهٔ دریا یاد کرده و سیف را میان جنابه تا نجیرم ثبت کرده و سیراف را در شرق نجیرم معرفی میکند. او نجیرم را دارای منبر و جزء سیراف معرفی میکند.
💡 او همینطور بهسبب عدم وجود منبع جغرافیایی به زبان فارسی، کتابش را به فارسی تألیف نمود، چراکه اغلب منابع جغرافیایی در مورد ایران (مانند تألیفات ابوزید بلخی و ابن خردادبه) به زبان عربی بودند. نزهةالقلوب مشتمل بر یک مقدمه، سه مقاله و یک خاتمه میباشد که مقاله سوّم مهمترین آن است.
💡 ابونصر بلخی نیز برضد اتهام او به الحاد گواهی دادهاست و ابوزید را موحد دانسته و گفتهاست: