لغت نامه دهخدا
گوماتا. ( اِخ ) رجوع به گئومات و گماتا شود.
گوماتا. ( اِخ ) رجوع به گئومات و گماتا شود.
پسر کورش و برادر کبوجیه. کبوجیه پیش از لشکر کشی بمصر ویرا پنهان از مردم بکشت. چون سفر وی در مصر بدرازا کشید و مغی گئومات نام از [ پی سی اووده ] برخاست و گفت من بردیا پسر کورش هستم. پارس ماد و دیگر استانها از وی اطاعت کردند و پس از خودکشی کبوجیه وی سلطنت را بخود اختصاص داد. داریوش پس از هفت ماه ویرا در قلعه سی کیه هواتیش از ناحیه نسا ( نیسای ) ماد او را کشت و خود بپادشاهی رسید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمارا گوماتا برانده ز در گرفتست اسباب و ساز سفر
💡 با اینحال برخی از دانشمندان مدرن (برای نمونه اولمستد) اعتقاد دارند مردی که بر کمبوجیه شورید، برادر واقعی و وارث حقیقی شاهنشاهی بود که داریوش او را کشت، آنگاه او را گوماتا (گئومات) نامید و داستان بردیای دروغین را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجه جلوه دهد. بردیا یک دختر بنام پارمیس از خود بجا گذاشت که داریوش وقتی شاه شد با او ازدواج کرد تا جایگاه خود را وجهه قانونی ببخشد.
💡 برخی از دانشمندان مدرن برای نمونه آلبرت اومستد اعتقاد دارند مردی که بر کمبوجیه شورید برادر واقعی و وارث حقیقی سلطنت بود که داریوش او را کشت، آنگاه او را گوماتا (گئومات) نامید و داستان بردیای دروغین را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجه جلوه دهد. بردیا یک دختر بنام پارمیس از خود بجا گذاشت که داریوش وقتی شاه شد با او ازدواج کرد تا جایگاه خود را وجههٔ قانونی ببخشد.