گودری

لغت نامه دهخدا

گودری. [ دَ ] ( اِخ ) تیره ای از ایل بلوچ. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 93 ). از ایلات کرمان و بلوچستان و مرکب از 80 خانوار است که در سردسیر الاله زار، بردسیر و کنگار و گرمسیر و جیرفت و رودبار مسکن دارند و زبانشان بلوچی و فارسی است. ( مؤلف ).

فرهنگ فارسی

تیره ایست از ایل بلوچ از ایلهای کرمان و بلوچستان که مرکب از هشتاد خانوار میباشد و در سردسیر الاله زار بردسیر و کنگاور و گرمسیر و جیرفت و رودبار مسکن دارند و زبانشان بلوچی و فارسی است.
تیر. از ایل بلوج. از ایالات کرمان و بلوچستان

جمله سازی با گودری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارتشبد ویلهلم لیست، فرمانده ارتش دوازدهم با مجوز ارتشبد فن روندشتت، نقش میانجی را ایفا کرد. لیست به قرارگاه گودریان رفت و پس از دریافت گزارش شرایط و شنیدن نظرات گودریان، استعفای او را لغو نمود.

💡 به هر حال، نیروهای اصلی شوروی بسیار ضعیف‌تر و کندتر از آن بودند که منطقه محدب را پیش از عقب‌نشینی نیروهای گودریان از آن، کاملاً به محاصره درآوردند..

💡 همان روز نیروهای گودریان سلوتسک در صد کیلومتری جنوب مینسک را به زیر سلطه خود درآوردند.

💡 گودریان هشدار داد اگر نیروهای او و سایر نیروها به سمت اهداف دیگری منحرف شوند «سپس برای وارد کردن ضربه آخر به مسکو در این سال، دیر خواهد شد.» هیتلر سخنان گودریان را قطع نکرد اما در اثر آن‌ها متقاعد نیز نشد.

💡 فرماندهی تمامی آرایش‌ها، یگان‌ها، دانشکده‌ها و تأسیسات نیروهای زرهی در داخل و خارج از رایش که جزو نیروهای جایگزینی به حساب می‌آمدند، از ارتش جایگزینی جدا شد و مستقیماً به گودریان تعلق گرفت.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز