لغت نامه دهخدا
گردپاش. [ گ َ ] ( نف مرکب ) گردپاشنده. آنکه یا آنچه گرد پاشد.
گردپاش. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) اسبابی که گرد پاشد. اسبابی است که از یک لوله کائوچویی مجوف با گلوله یا بدون گلوله از همان نوع و بوسیله آن لوله، گرد یا مواد دیگری را برای زینت کردن یا برای لحیم کردن پخش میکنند. ماشینی که بوسیله آن سموم گردگونه را به مزارع و درختان برای دفع انگلها پاشند.