گردپا

مترادف‌ها

چرخش، رقص گردان

فرهنگ معین

( ~. ) (اِ. ) = گردپای: پیرامون تخت، جای نشستن.، ~ نشستن: مربع نشستن، چهار زانو نشستن.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پیرامون تخت. ۲ - جای نشستن. یا گرد پا نشستن. مربع نشستن چهار زانو نشستن: هر که سروری ندارد و مخدومی ندارد... نیک بی ادب باشد و اخلاق ناپسندیده دارد چنانکه کافرخطایی گرد پا می نشیند و اخ و تف می کند.

ویکی واژه

گردپای: پیرامون تخت، جای نشستن.؛ ~ نشستن: مربع نشستن، چهار زانو نشستن.

جمله سازی با گردپا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «بهم گفت: می‌خوای توی جایگاه ویگن باشی؟ توی دلم خندیدم و گفتم شوخی می‌کنه! چون ویگن دست نیافتنی بود هیچ‌کس به گردپای او هم نمی‌رسید و آرزوی همه خواننده‌ها بود که کنارش باشن. جواب دادم: بله، حتماً. بهم گفت: این کارت منه، فردا بیا پیشم…»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران