گرد نشستن

مترادف‌ها

دور هم جمع شدن، تجمع کردن، گرد آمدن

متضادها

پراکنده شدن، برخاستن

لغت نامه دهخدا

گرد نشستن. [ گ ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) چهارزانو نشستن: ملوک را نشاید که کاغذ بر سر زانو گیرند و دبیروار نشینند تا چیزی نویسند، بلکه ایشان را گرد باید نشست و کاغذ معلق باید داشت. ( نوروزنامه ).
گرد نشستن. [ گ َ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) گردآلود شدن. چرکین شدن. || مجازاً نقصان یافتن. زیان رسیدن:
گر جمله کائنات کافر گردند
بر دامن کبریاش ننشیند گرد.خواجه عبداﷲ انصاری.خاک نعلین تو ای دوست غبارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیندگردم.سعدی ( خواتیم ).گفت در راه دوست خاک مباش
نه که بر دامنش نشیند گرد.سعدی ( بدایع ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - غبار آلود شدن: گردننشیند بطرف دامن آزادگان گر براندازد فلک بنیاد این ویرانه را. ( عالم آرا ) ۲ - چرکین شدن. ۳ - نقصان یافتن زیان رسیدن: گر جمل. کائنات کافر گردند بردامن کبر یاش ننشیند گرد. ( عبدالله انصاری )

جمله سازی با گرد نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در شب‌های سرد زمستانی، دور شومینه گرد نشستن و صحبت کردن درباره خاطرات قدیمی، لذت‌بخش‌ترین بخش از تمام روزهای طولانی و خسته‌کننده آن‌هاست.

💡 کودکان با هیجان بسیار زیادی دور پیرمرد داستان‌گو گرد نشستند تا با دقت و تمرکز به قصه‌های جادویی و افسانه‌ای او گوش دهند.

💡 تمام اعضای شورای مدیریت برای بررسی جزئیات نقشه جدید، دور میز کنفرانس گرد نشستند تا بهترین استراتژی ممکن را برای اجرای پروژه انتخاب کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران