کند نظری
مترادفها
کمبینا
متضادها
تیز نظری
لغت نامه دهخدا
کندنظری. [ ک ُ ن َ ظَ ] ( حامص مرکب ) کندبصری. کندچشمی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کندنظر شود.
فرهنگ فارسی
کند بصری کند چشمی.
جمله سازی با کند نظری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مگر کند نظری بر جهان ز لطف کنون بیا و میل سوی بوستان سرایی کن
💡 اگر بحال من خسته دل کند نظری ز عین مردمی و غایت کرم باشد
💡 اگر عنایت او در جهان کند نظری مرا ز دشمن بدگو چه بیم خواهد بود
💡 هر که در آینه کند نظری جان و جانانه روبرو بیند
💡 اگر کند نظری بر جهان ز روی کرم کلاه مهر ز فرق زمانه برباید
💡 نظری را که او کند نظری آن نظر کیمیا اثر باشد
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتهایی که دچار کند نظری بودند، اغلب در تصمیمگیریهای حیاتی دچار اشتباه شده و با مشکلات بزرگی در زندگی خود مواجه میشدند.
💡 او به دلیل کند نظری در تحلیل مسائل پیچیده، همیشه از دیگران درخواست کمک میکرد تا بتواند سریعتر به نتایج مطلوب در کارش برسد.
💡 نباید برای افراد با هوش بالا، برچسب کند نظری زد، زیرا گاهی تامل زیاد برای رسیدن به حقیقت، با کندی در تصمیمگیری اشتباه گرفته میشود.