کنایات
مترادفها
کنایه، استعاره، اشارات
متضادها
تصریح
لغت نامه دهخدا
کنایات. [ ک ِ ] ( ع اِ ) ج ِ کنایه و کنایت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( فرهنگ فارسی معین ). اسمهائی هستند که برای دلالت بر عدد مبهم وضع شده اند و آنها: کم، کذا، کیت و ذیت باشند... کنایات در فارسی عبارتند از: ضمیر، اسم اشاره، موصولات، مبهمات و ادوات استفهام... البته اینها را در قواعد عرب مبهمات نامند. ( از فرهنگ علوم نقلی دکتر سجادی ص 442 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع کنایه کنایت
جمله سازی با کنایات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از ویژگیهای نثر وی آوردن امثال و کنایات و سخنان بزرگان در لابلای جملات و بهصورت متعادل است. آنچه خوانندگان ــ بالاخص خوانندگان عادی ــ را علاقهمند به نوشتههایش میکند، پرهیز از ریا و تزویر و التزام به اخلاق و آزادگی و انسانیت در جایجای نوشتههایش دیده میشود.
💡 بعداً ایشان را هم مورد انتقاد قرار داده و گوئیا از مکتوبات سابق که همهٔ آنها موجود است فراموش کرده بودند و در کتب اخیرشان بعض کنایات نسبت به بزرگان دین و ائمهٔ هدی علیهم السّلام نیز موجود است و البتّه این اشکال ندارد که یک نفر در زمانی حالش خوب و دارای ایمان باشد و بعداً تغییر حال بدهد که معروف است:.
💡 دانسته (سحاب) از بر او دور نگردم این نیست که چندان نکنم درک کنایات
💡 عقدههای مشکل رمز و کنایات مرا فهمد آن دانا که حل بوالمعانی میکند
💡 - مجموعهای از مثلها، کنایات و افسانههای تالشی.