لغت نامه دهخدا
کاکنی. [ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به کاکن که به گمان مؤلف انساب سمعانی قریه ای است از قراء بخارا. ( لباب الانساب ). رجوع به کاکن شود.
کاکنی. [ ک َ ] ( اِخ ) محمدبن علی بن احمدبن ابی اللیث صکاک کاکنی. از امام یوسف بن حیدربن لقمان خمیثنی حدیث شنید. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 22 ).
کاکنی. [ ک َ ] ( اِخ ) محمدبن محمد کاکنی وی پسر محمدبن علی بن احمد کاکنی بود. از امام یوسف بن حیدربن لقمان خمیثنی حدیث شنید. ( از اللباب فی تهذیب الانساب ج 2 ص 22 ).