جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرانجام در سال ۱۸۳۷، و با به تخت نشستن ملکه ویکتوریا، کاخ باکینگهام، به خانه اصلی سلطنتی تبدیل شد. از آن جا که ویلیام چهارم پیش از اتمام ساخت آن مرده بود، او اولین حاکم ساکن در آن بود. در حالی که اتاقهای دولتی فورانی از آبطلا کاری و استفاده از رنگهای مختلف بودند، سایر قسمتهای کاخ، شکوه چندانی نداشتند. طبق گزارشها، یک دلیل آن این است که، دودکشها دود زیادی ایجاد میکردند تا آتش درون کاخ کمفروق شود، و در نتیجه دربار در عظمتی یخی، منجمد میشد. تهویه آن چنان بد بود که بوی دود در داخل کاخ احساس میشد، و زمانی که تصمیم به نصب چراغهای نفتی گرفته شد، نگرانیهایی جدی در ارتباط با هوای طبقات پایینی ایجاد شد. همچنین گفته میشد، خدمه سهلانگار و تنبل و کاخ نیز کثیف بود. با ازدواج ملکه در سال ۱۸۴۰، همسرش شاهزاده آلبرت شروع به سازماندهی دوباره مقامات و کارکنان خانواده سلطنتی و اشتباهات مربوط به طراحی کاخ کرد. در همان زمان مشکلات برطرف شدند. اما، سازندگان باید چند دهه دیگر بازمیگشتند.
💡 جعفر شهری در کتاب طهران قدیم مینویسد کرسی از میز یا چهارپایهای چوبی به اندازه ۱x۱ متر و گاهی مستطیلی شکل تشکیل شدهاست که حدود سه وجب بلندی دارد. روی آن را با لحافی بزرگ در اندازههای حدودی ۴x۴ یا ۷x۷ متر میپوشانند تا گرمای حاصل از منقل از زیر میز خارج نشده و به هدر نرود. سپس روی لحاف را با جاجیم، ترمه یا چادر شب سفیدی تزئین کرده و به تناسب بزرگی و کوچکی کرسی، یک مجمعه یا سینی مسی برای قرار دادن چراغ، سماور، ظرف میوه و سایر خوراکیها روی آن قرار میدهند. برای نشستن و خوابیدن افراد دور کرسی معمولاً از چند متکا، بالش و پشتی استفاده میشود.