نوسته

لغت نامه دهخدا

نوسته. [ ت َ / ت ِ / ن َ وَ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) صدای گریه که در گلو پیچد. ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ). گریه در گلو و فریاد، و ظاهراً تصحیف نیوشه است. ( از رشیدی ). نیوشه هم به این معنی ظاهراً مصحف شنوشه = سنوسه = اشنوسه است، چنانکه به اقرب احتمال در این بیت بدیع بلخی:
اشک بارید و پس نیوشه گرفت
باز بفزود گفتهای دراز.
نیوشه مصحف شنوشه است. ( احوال رودکی تألیف سعید نفیسی، از حاشیه برهان قاطع چ معین ).

فرهنگ فارسی

صدای گریه که در گلو پیچد ٠ گریه در گلو و فریاد و ظاهرا تصحیف نیوشه است ٠

جمله سازی با نوسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لطف‌الله میثمی در خاطرات خود نوشته بود که: «صدر حاج‌سیدجوادی (دادستان تهران) یکی از آدم‌های بسیار خطرناک است و باید با او برخورد جدی کرد». گلستانیان وزیر دادگستری پیشین نیز در خاطرات خود از سیدجوادی نوسته که در سفر به استان خراسان برای رسیدگی به یک پرونده آستان قدس رضوی حضور داشته است. همچنین در جریان توقیف بسیاری از مبارزان و طرفداران مصدق، به غیرقانونی بودن بازداشت‌ها اعتراض می‌کرد و آزادی آن‌ها را خواستار می‌شد. او در زندان شهربانی با رادنیا و آسایش از مبارزان علیه دربار ملاقات نمود که بلافاصله به دربار از طرف سازمان امنیت گزارش شد. این اقدامات به جایی رسید که خشم دربار و شاه را برانگیخت و بلافاصله پس از سقوط دولت علی امینی و کناره‌گیری مرحوم الموتی، سیدجوادی نیز از کار برکنار شد. او در ادامه، ناچار به بازنشستگی پیش از موعد شد. اما باز هم به علل مخالفت سازمان امنیت و دستگاه‌های حاکم، صدور پروانه وکالت او بیش از یک سال و نیم طول کشید تا اینکه کانون وکلا پروانه وکالت او را صادر نمود.

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز