مقلع

لغت نامه دهخدا

مقلع. [ م ُ ل َ ] ( ع مص ) اِقلاع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بازایستادن از کار. ( آنندراج ). و رجوع به اقلاع شود. || ( ص ) کسی که نرسد او را ابر. ( از اقرب الموارد ).
مقلع. [ م ِ ل َ ] ( ع اِ ) فلاخن. ( آنندراج ).
مقلع. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) بردارنده و بلندکننده بادبان کشتی. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به اِقلاع شود.

دانشنامه عمومی

مقلع (تیزی وزو). مقلع ( به عربی: مقلع ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شده است.

جمله سازی با مقلع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على عليه السلام: ان الله يبتلى عباده عندالاعمال السّيئة بنقص الثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائن الخيرات ليتوب تائب ويقلع مقلع و يتذكر متذكّر.بحار/91/336

💡 و قـال امـيـرالمؤ منين عليه السلام: ان الله تعالى يبتلىعـبـاده عند طول السيئات بنقص الثمرات و حبس البركات واغـلاق خـزائن الخـيـرات ليـتـوب تـائب و يقلع مقلع و يتذكرمتذكر و ينزجر و قد جعل الله الا ستغفار سببا للرزق و رحمةللخلق فقال سبحانه: فقلت استغفروا ربكم انه كان غفارايـرسـل السـمـاء عـليـكـم مـدارا و يـمـدد كـمبـامـوال و بـنـيـن و يـجـعـل لكـم جـنـات ويجعل لكم انهارا.(151)

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز