مقطار

لغت نامه دهخدا

مقطار. [ م ِ ] ( ع ص ) سحاب مقطار؛ ابر بسیارباران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بسیار ریزان از باران و جز آن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با مقطار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضى ديگر گفته اند: عمد ممدده تنه هاى درختان است كه چون مقطار، زندانى را با آنمى بندند، و مقطار چوب و يا تنه درختى بسيار سنگين است، كه در آن سوراخهايى بازمى كردند تا پاهاى دزدان و ساير مجرمين زندانى را در آن سوراخها كنند، بعضى ديگرمعانى ديگرى براى آن كرده اند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز