مسلوخه

لغت نامه دهخدا

( مسلوخة ) مسلوخة. [ م َ خ َ ] ( ع ص ) مؤنث مسلوخ. گوسپند پوست کشیده. ( دهار ). رجوع به مسلوخ شود.

جمله سازی با مسلوخه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قال على (ع ): ان النبى نزل بالطائف و حاصر اهلها بعثوا اليه بشاه مسلوخه مطليهبسم فنطق الذراع منها فقالت: يا رسول الله (ص ): لا تاكلنى فانى مسمومه،فل كلمه البهيمه و هى حيه لكانت من اعظم حجج الله عزوجل على المنكرين لنبوته، فكيف و قد كلمته من بعد ذبح و سلخ و شى ؟! او لقد كانيدعو بالشجره فتجيبه و تكلمه البهيمه و تكلمه السباع و تشهد له بالنبوه و تحذرهمعصيانه....(144)

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز