محکوکه

لغت نامه دهخدا

( محکوکة ) محکوکة. [ م َ ک َ ] ( ع ص ) تأنیث محکوک. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به محکوک شود.

جمله سازی با محکوکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشعاری که بر کتیبه سردرب ورودی کاروان سرا حکاکی شده، گوشه ای از مسائل را برای ما روشن می سازد. این اشعار بیشترین اشعار محکوکه است که در جویم دیده شده است. صفی در این اشعار، ضمن ستایش و ثنای حضرت ایزد تعالی، خود را غلام شاه لافتی علی مرتضی (ع) می خواند. وی اذعان می دارد که در ساخت کاروان سرا دراهم و جواهرات فراوان بخشیده است.