گوز هندو

لغت نامه دهخدا

گوز هندو. [ گ َ / گُو زِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نارجیل. ( دستور اللغة ). ( السامی فی الاسامی ). جوز هندی. در رساله پهلوی «خسروکواتان و ریتک وی » ( بند 50 ) آمده: انارگیل که با شکر خورند به هندوی انارگیل خوانند. و «به پارسیک گوچ ی هیندوک ( گوزهندی ) خوانند» «اونوالا ص 25». ( حاشیه برهان قاطع چ معین: جوز هندی ). رجوع به گوز هندی شود.

فرهنگ فارسی

نارجیل. جوز هندی

جمله سازی با گوز هندو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر کلاه حرم ایمن نِیَم ای کعبهٔ حُسن زین دو هندو که بر اطرافِ تو طرّارانند

💡 چو طوطی دید هندو را برابر زفان بگشاد طوطی همچو شکر

💡 آئین هندو در قرن اول و دوم قبل از میلاد به اوج قدرت رسید.

💡 گر بخوانی گبر و هندو ور بگوئی کفر و جادو هر چه میگوئی تو بر گو من چنویم من چنویم

💡 وان مرغ که شد دیده ی من سقّایش هندو چه ی بستان هزار آوائیست

💡 و یا هندو آمد به بازار چین شد از کم‌بهائی چین بهر چین

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز