لغت نامه دهخدا
گود بیژن. [ گُو دِ ژَ ] ( اِخ ) محلی در نزدیکی شهداد ( کرمان ). ( از تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی ص 478 ).
گود بیژن. [ گُو دِ ژَ ] ( اِخ ) محلی در نزدیکی شهداد ( کرمان ). ( از تاریخ کرمان چ باستانی پاریزی ص 478 ).
محلی در نزدیکی شهداد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرازان گرازان نه آگاه ازین که بیژن نهادست بر بور زین
💡 شب آنجا ببودم به فرمان پیر چو بیژن به چاه بلا در اسیر
💡 چو بیژن رسیدش به درگاه شاه ببوسید تخت و بشد با سپاه
💡 به شادی فرامرز یل شد سوار به پیش اندرون بیژن نامدار
💡 بفرمود تا بیژن آمدش پیش سخن گفت زان رنج و تیمار خویش
💡 در چنین صحنههای بیژن بیرنگ خود به بازی آن نقش میپرداخت.