لغت نامه دهخدا
گوبی خاقان. ( اِخ ) یکی از القاب پادشاهان ماوراءالنهر و خوارزم و دشت قبچاق که در کتاب پهلوی شهرستان های ایران چ بمبئی ص 19 آمده است. رجوع به سبک شناسی بهار چ 1 ج 1 ص 118 شود.
گوبی خاقان. ( اِخ ) یکی از القاب پادشاهان ماوراءالنهر و خوارزم و دشت قبچاق که در کتاب پهلوی شهرستان های ایران چ بمبئی ص 19 آمده است. رجوع به سبک شناسی بهار چ 1 ج 1 ص 118 شود.
یکی از القاب پادشاهان ماورائ النهر و خوارزم و دشت قبچاق که در کتاب پهلوی شهرستان های ایران چاپ بمبئی ص ۱۹ آمده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نزدیک خاقان فرستاد شاه دومنزل همیرفت با او به راه
💡 چو خاقان زپیش جهاندار شاه نشستند برخوان او پیش گاه
💡 جوابش چنین داد خاقان چین کهای درخور صد هزار آفرین
💡 منم دخت خاقان پرینوش نام درافتاده چون مرغ وحشی به دام
💡 کس آمد به خاقان که از ترک و چین ممانتا کس آید به ایران زمین