لغت نامه دهخدا
گهراندوز. [ گ ُ هََ اَ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهراندوز. رجوع به ذیل همین کلمه شود.
گهراندوز. [ گ ُ هََ اَ ] ( نف مرکب ) مخفف گوهراندوز. رجوع به ذیل همین کلمه شود.
( صفت ) آنکه جواهر گرد آورد.
مخفف گوهر اندوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانش اندوز و ادب ورز که در مجلس او هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
💡 گر بخت سعید و حسن طالع داری از مال جهان گنج سعادت اندوز
💡 گاه صد لجه خون ز اشک غم اندوز کنم گاه صد مشعله از ناله ی دلدوز کنم
💡 از داغ تو سینه راحت اندوز نشد هرگز به چراغ، شام کس روز نشد
💡 افسر کبر و منی به گوشه ای انداز وز در سلطان عشق توشه ای اندوز
💡 از جوع به زاری فقرا ما نعم اندوز ایشان به فنا توام و ما سرخوش و فیروز