گنگ ملاعبدا

لغت نامه دهخدا

گنگ ملاعبدا. [ گ َ م ُل ْ لا ع َ دُل ْ لاه ] ( اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل که در 13000 گزی شمال خاوری بیجار و 6000 گزی راه مالرو جلال آباد به زابل قرار گرفته است. هوای آن گرم معتدل و سکنه آن 167 تن است. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با گنگ ملاعبدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عجب ندارم اگر هیچکس نکرد که او کند بتدبیر از ریگ مرو وادی گنگ

💡 بینندهٔ انوار تو بس دوخته چشم است گویندهٔ اسرار تو بس گنگ زبان است

💡 هند و بنگلادش ۵۴ رودخانه مرزی مشترک دارند که تنها معاهده‌ای برای رودخانه گنگ به امضای طرفین رسیده است. این معاهده در تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۹۶ تصویب شده و مدت آن ۳۰ سال است که با رضایت متقابل، تجدیدپذیر خواهد بود.

💡 به اين ترتيب او داراى چهار صفت كاملا منفى است: گنگ مادر زاد بودن ناتوانى مطلق،سربار صاحبش بودن، و هنگامى كه به دنبال كارى فرستاده شود، هيچ گام مثبتى برنخواهد داشت.

💡 دی داشتم از جهان زبانی و دلی امروز زبان گنگ شد و دل گم گشت

💡 جهان چو مادر گنگ است خلق را و تو باز به پند و حکمت از این گنگ ترجمان شده‌ای

ادریان یعنی چه؟
ادریان یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز