گنبد تیزپوی

لغت نامه دهخدا

گنبد تیزپوی. [ گُم ْ ب َ دِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آسمان است:
چنین آمد این گنبد تیزپوی
بگردد همه چیز از گشت اوی.اسدی.

فرهنگ فارسی

کنایه از آسمان است.

جمله سازی با گنبد تیزپوی

💡 سواران به میدان نهادند روی برانگیختند باره تیزپوی

💡 همان به که از رزم تابیم روی برانیم که‌پیکر تیزپوی

💡 شه روم بر ابلق تیزپوی چو چوگان برآمد به زرینه کوی